چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩ اردو
 
صفحه اصلی|ايران|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
سر درب دانشگاه تهران
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

برگزاری "نشست ادبی ومعرفی مفاخرایرانی و سبک ایرانی" باموضوع: مولوی، سروش آسمانی، خروش زمینی

به همت خانه فرهنگ ج.ا.ایران و مشارکت بخش تاریخ دانشگاه پیشاور، نشست ادبی" مولوی، سروش آسمانی، خروش زمینی" با هدف بررسی سلوک عرفانی و افکار مولانا، باحضور: دکتر جاوید اقبال رییس بخش تاریخ دانشگاه پیشاور، دکترسیدمنهاج الحسن رییس اسبق بخش تاریخ و استاد دانشگاه، پروفسوردکتراسلم میر، پروفسور سید حسین حسینی، دکتر جواد کاکا خیل استاد دانشکده پزشکی بنو، پروفسور وقارعلیشاه، پروفسورسلمان بنگش، ابراهیم دهنادی سرپرست سرکنسولگری، مهران اسکندریان رییس خانه فرهنگ ج.ا.ایران درپیشاور، اساتید و دانشجویان دانشگاه های ایالت خیبرپختونخوا و علاقمندان به مولانا دردانشگاه پیشاوربرگزارشد. 

       این برنامه با تلاوت قران کریم، پخش صوتی شعر"بشنو از نی چون حکایت می کند"، مولانا و خیرمقدم رییس بخش تاریخ دانشگاه پیشاور آغاز گردید.

       جاوید اقبال رییس بخش تاریخ دانشگاه پیشاور درسخنرانی خود گفت: اگر زندگی مولوی را به دو بخش تقسیم کنیم، در دوره اول، فقیه و عالم برجسته دینی بوده و در دوره دوم پس از ملاقات با شمس تبریزی سالک و عارف بی بدیل بحساب می آید.

       وی با اشاره به نی نامه مولانا اظهار داشت: در همانندی ارتباط انسان با خدا و شاخه و درخت، در شعر مولانا، تمثیل وحکایتی آموزنده نهفته است. حکایت جدایی نی از اصل خود(درخت)، درنظرمولوی دوری انسان ها از اصل خویش(خداوند) بیان شده است.

       بشنو از نی چون حکایت می کند              ازجدایی ها شکایت می کند

   

        کز نیستان تا مرا ببریده اند                     از نفیرم مرد و زن نالیده اند         

       وی افزود: مولوی همواره انسان ها را به بازگشت وشناخت خود برای رسیدن به معرفت الهی ازمسیر خود شناسی به خدا شناسی، مورد تاکید وتوجه قرار می دهد.

       ایشان در آخرگفت: پس از پایان جنگ جهانی دوم و ویرانی کشورهای اروپایی، محققان و اندیشمندان آنان برای باز سازی اندیشه و تفکر احیایی مردمان خود تصمیم به تدریس کتاب های ارزشمند و زندگی ساز شخصیت هایی همچون مولانا دردانشگاه های خود گرفتند. 

         مهران اسکندریان، درمقدمه سخنان خود با اشاره به دوران کودکی مولانا اظهارداشت: زمانی که مولانا به همراه پدرش بهاءالدین ولد از بلخ به نیشابور عزیمت نمود، به رسم صوفیان آن زمان که به دیداربزرگان و وارستگان هرشهر می رفتند، بهاءالدین ولد نیز به همراه پسرش مولانا به ملاقات شیخ عطار، عارف و شاعر بزرگ و نامی شهرنیشابور رفتند. در این دیدار شیخ عطار با مشاهده احوال و افکار وقدرت بیان مولانا، به بهاءالدین ولد نوید داد: به زودی این کودک آتش در دل سوختگان عالم خواهد زد و شور و غوغایی در بین رهروان طریقت به وجود خواهد آورد.       

       وی سپس با پرداختن به دیدار شمس و مولانا، شیفتگی، ترک تعلقات و انتخاب سیر وسلوک عرفانی گفت:

شمس بواسطه تاثیرش در وجود مولانا توانست، تعلقات و حجاب را برای رسیدن به معبود، از وجود وی زدوده و گرانمایه ترین هدیه الهی را که همانا "عشق" است را به ایشان ارزانی کند.   

       دگرگونی مولانا و ارادت به شمس تبریزی وهجرت بی بازگشت شمس و فروزانی آتش هجران، موجب سرایش غزل های سوزان مولانا شد.  

       مولانا، مولوی، رومی یا هر نام دیگری او را بخوانیم، یکی از سه ضلع مثلث اشعارعرفانی پارسی است. که دو ضلع دیگرآن عطار وسنایی می باشد.

       چنانکه شفیعی کدکنی می گوید: «در قلمرو شعر عرفانی فارسی،  به اعتبار سنایی آغاز گردید و در عطار به کمال رسید و سپس در مولانا به اوج خود رسیداست و مابقی تکرار سخنان ایشان است».

       مهران اسکندریان گفت: شرحِ ارزش و اهميت مولانا فراتر ازكلماتِ محدود و بريده است.

شرحِ عشق ار من بگويم بر دوام          صد قيامت بگذرد، وين ناتمام

       آموزه هاى مولانا آينه هاى جان است، تا آدمى در هر دوره و زمانه اى بتواند در اين آينه بنگرد و حقيقتِ فراموش شده ی خود را به ياد آورده و از كژى ها و بيمارى هاى ذهن و روانِ خود رها شود.

       بى دلیل نيست که شمارِ عاشقان و مشتاقانِ اشعارِ روشنى بخش و زندگى آفرينِ مولانا، هر روز در هر گوشه از جهان افزون و افزونتر مى شود.

  صفتِ چراغ داری، چو به خانه شب درآیی         همه خانه نور گیرد ز فروغِ روشنایی

  صفتِ شراب داری، تو به مجلسی که باشی        دو هزار شور و فتنه فکنی ز خوش لقایی

  چو جهان فسرده باشد، چو نشاط مرده باشد        چه جهان های دیگر، که زغیب برگشایی

       وی افزود: مولانا آموزگارِ عشق، و شعرِ او مدرسه ی عشق است.

مولانا دعوت به "نو شدن" و "نو ديدن" مى كند و مخاطبِ خود را از كهنه پاره ی پوسيده ها رها مى كند.

       مگر مى شود با كلمات و احوالِ مولانا اُنس گرفت و در هواى سخنانش نفس كشيد، و زندگى را سرشار از شگفتى و شعف و شور نيافت؟

       مگر مى شود در بارانِ موسيقىِ طربناكِ مولانا دستى افشاند و اشعارِ معجزه گونه ایشان را باور نكرد؟

       نغمه هاى آن جهانى مولانا، چنان عشق و مستانگی در دل عاشق می نشاند که خورشيد از نورِ وجودِ او، خود را كوچك مى يابد.

       مولانا آن چه را كه ديده و شنيده و چشيده بود، بر زبان جارى كرد و با عشق به آدميانِ روزگارانِ پس از خود هديه كرد.    

       و در آخر، به جان و دل سپاسگزارِ موهبتی هستیم که کلام حضرت مولانا، فخر پیشینه زبان دو کشور ایران و پاکستان می باشد.

       تا با تو قرين شده است جانم        هر جا كه رَوم به گلستانم

      تا صورتِ تو قرينِ دل شد               بر خاك نى ام، بر آسمانم   

       پروفسوردکتر اسلم میر استاد بخش تاریخ دانشگاه پیشاور، در مقاله ارایه شده خود با اشاره به احوالات و افکار هدایت گر و روشنی بخش مولانا گفت: مولانا با درک واقعی باطن نورانی قرآن و تجلی آن در اشعار گرانقدر خود تاثیر گذار سلوک و افکار عرفانی در بسیاری از شعرای پارسی گوی بوده است.

        وی اظهارداشت: تفکر و تعمق در اشعار مولانا که همانا، تجلی حقيقتِ لايتناهى قرآن کریم می باشد، زندگى انسان ها را ازمرزهاى ملال و کرختی و روزمرگی عبور داده و همچون بارانِ بهار خونِ طراوت و سرزندگى را در رگ هاى وجودشان جارى می سازد.كشش و گرايش به اشعار مولانا آسمان زندگی را آبی وآفتابی نموده و شوق و عشق را در وجود انسان پدید می آورد.  

       پروفسوردکتر اسلم میرگفت: از زمان های دور تا گذشته نزدیک، اشعار بزرگانی همچون مولانا در دانشگاه های شبه قاره تدریس می شد، اما متاسفانه پس از ورود انگلیس و تاثیر افکار غربی بر نظام آموزشی این سرزمین موجب عدم بهره مندی و ناکامی نسل امروزی از این مهم گردیده است.

       پروفسورسیدحسین حسینی استاد بخش تاریخ دانشگاه پپشاور، اظهارداشت: مولانا به عنوان سرآمد مکتب عشق الهی، با عشق ورزی بر همگان آتشی بر دل سوختگان عالم وخروشی در میان عارفان پس از خود افکنده است. مولانا در مقام عشق توانست همگان را خارج از هر دین و مذهبی به گرد خود آورد.

 ملت عشق از همه دین ها جداست           عاشقان را ملت و مذهب خداست

       وی با برشمردن سه شعاع عرفان مولانا: جهان شمول بودن، نور هدایت گری و آتش افروزی کلام

مولانا بروجود عاشقان اظهارداشت: کلام مولانا چونان حصاری برگرد افکارشعرا و عرفای عالم حلقه بسته وچون خورشیدی عالم گیر بر دل های وارستگان جهان تابیده و درهدایت عالمی برای شناخت انسان و معبود کفایت می کند.

       وی افزود: با توجه به گسست نسل امروزی با ارزش های والای انسانی، برگزاری چنین نشست های ادبی برای شناخت و آگاهی از انسان های وارسته همانند مولانا نقش بسزایی ایفا می نماید.    

   

 


١٥:٠٠ - جمعه ٩ اسفند ١٣٩٨    /    شماره : ٧٤٦٠٩٨    /    تعداد نمایش : ٢٠٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
Education in Iran

اردو

pashto site

وزارت میراث فرهنگی گردشگری

اسلامیکا

بنیاد ایرانشناسی

دانشگاہ ادیان و مذاہب

ایالت خیبرپختونخوا در یک نگاہ

پشاور در آئینہ تاریخ

شاعران زبان فارسی

  jjamia farsi amozan saadi

بنیاد سعدی

اوقات شرعی

ایرانیان خارج از کشور

مقالات انصاریان

دانشگاہ زھرا(س)

کتابخانہ ھا

پايگاه اطلاع رساني رهبر معظم

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

IRNA

ریاست جمهوری اسلامی ایران

نسخ خطی فارسی

سازمان ايرانگردي و جهانگردي

خبرگزاري مهر

واحد مرکز خبري اي آر اي بي

امام رضا (ع)

فارسی آئن لائن

پرتال های نمایندگی های فرهنگی

مرکز سازماندهی نشر و معارف اسلامی و علوم انسانی

موسسه انتشارات الهدی

بنیاد اندیشه

عید نوروز

مجمع جهانی صلح اسلامی

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت

حافظ شناسی

فیلم ایرانی

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 207873
Visitorsofday : 220
Visitorsofpage : 449319
Onlinevisitors : 1
PageLoad : 4.8125

صفحه اصلی|ايران|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت